حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
346
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
تجزيهء دولت سلجوقى با اينكه بركيارق رسما جانشين ملكشاه و الب ارسلان بود ليكن جز بر بلاد جبل و اصفهان و عراق عرب بر قسمتى ديگر از ممالك وسيعهء سلجوقى مستقيما حكم نداشت و ساير نواحى اگر هم به ظاهر از سلطان اطاعت ميكردند فقط اسمى بود و در حقيقت مستقلّ بودند . شام را پسر تاج الدّوله تتش اداره ميكرد و بلاد روم را فرزندان سليمان بن قتلمش و كرمان را اولاد قاورد . ديار بكر در سال 495 و ارمنستان در 493 بتوسّط اتابكان و امراى سلجوقى از حوزهء اقتدار او بدر رفت ممالك شمال سفيدرود گيلان را هم چنان كه گفتيم برادرش غياث الدّين محمّد و ايران شرقى و ماوراء النّهر را هم برادر ديگرش سنجر تحت امر خود داشتند مخصوصا محمّد و سنجر كه هر كدام خود را در قلمرو خويش پادشاه مطلق العنان ميدانستند چندان بشأن بركيارق اعتنائى نميكردند و اين كيفيّت در حقيقت دولت عظيم سلاجقه را تجزيه كرد و ديگر هيچگاه آن صورت اتّحادى را كه در عهد طغرل و الب ارسلان و ملكشاه داشت به خود نديد مگر اندك زمانى در ايّام سلطنت سلطان سنجر چنان كه عنقريب به آن اشاره خواهيم نمود . 5 - غياث الدّين ابو شجاع محمد ( 498 - 511 ) سلطان غياث الدّين محمّد سوّمين پسر جلال الدّين ملكشاه است كه بسنّ از سنجر و محمود بزرگتر و از بركيارق كوچكتر بود و او و سنجر از يك مادر بودند و بركيارق از مادرى ديگر و محمود از مادرى ديگر . پس از وفات بركيارق امير اياز سپهسالار لشكر سلطان پسر او ملكشاه را ببغداد برد و از خليفه براى او بيعت گرفت امّا محمّد كه در اين تاريخ بمحاصرهء موصل مشغول بود از آنجا ببغداد آمد و اياز بالاخره بصلاحديد وزير خود با سلطان محمّد صلح